خرید بک لینک

درباره سایت

[ هم دمــم ]

امکانات وب

چندماه دیگه به کار اضافه شد...

شاید فرصت بیشتر برای فکرکردن داده شد

یا شاید تلاش بیشتر

به هرحال من مثل یه ماشین برنامه ریزی شده به کارم ادامه میدم

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1400 ساعت: 20:36

چندوقته میخواستم بنویسم خسته م اما هربار پاک کردم نمیخواستم بنویسم که باورم نشه این خستگی رو حتی یه هفته است که همه برنامه ها رو گذاشتم یه گوشه و فقط به همون چندتا کلاسی که در طی هفته داشتم مشغول بودم شاید یه کمی حال و احوالم تغییر کنه. حتی دیگه ظهر

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1400 ساعت: 20:36

وبینار آخری که داشتم و امروز جلسه آخرش

و اون تماس یهویی استادخان و برنامه هایی که معرفی کرد

همگی شدن انگیزه برای هفته جدید و شروع مجدد

یعنی میدونی یه جورایی تلنگر شدن برای رگ غیرتم که بیکار نشستی

چیکار؟؟؟

نشستم کارهای این هفته رو تو دفترچه آبی ۱۴۰۰ نوشتم

خیلی کار دارم خیییلی

یکی یکی باید تموم بشن

فقط خداکنه انگیزه و اراده هم همراه من بمونن...

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1400 ساعت: 20:36

یه پیامی تو فضای لعنتی مجازی دیدم

اینقدر بهم ریختم که نتونستم کارام رو انجام بدم

فکرم ذهنم اینقدر درگیر شدن که هیچ کاری نمیتونم انجام بدم

اصلا نمی تونم باور کنم

فقط امیدوارم یه حرف پوچ و توخالی با قصد و نیت بد باشه

نه یه حقیقت تلخ!

+ خدایا میشه حتی یه ثانیه هم نگاهت رو برنداری از ما؟

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1400 ساعت: 20:36

بدون هیچ برنامه ای و کاملا یهویی امروز اعلام کردن میتونیم بریم واکسن بزنیم. دکتر خندان چندتا حرف سنگین زد که تو از کرونا در بری از کمبود اکسیژن یه بلایی سرت میاد با این ماسک ها پاشو برو بزن... نمیدونم شک داشتم دودل بودم بابت واکسنی که هنوز خیلی ها

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1400 ساعت: 20:36

صفحه بندی